تبليغاتX
غزل من - گریه

گریه

دیشب به کنج تنها ٬بسیار گریه کردم

محزون و نا شکیبا٬ بیدار گریه کردم

عمری گذشت جانا٬ من نا امید و تنها

پنهان ز چشم دنیا٬  خونبار گریه کردم

خفتم غمین و تنها٬ در اوج نیمه شب ها

در مهظرت به رویا٬ سرشار گریه کردم

چون اشک دیده ای ما٬ شد همچو موج دریا

من چون غریق تنها٬ خونبار گریه کردم

آمد بهار جانا٬ تنها منم چه تنها

چون لاله ای به صحرا٬ سرشار گریه کردم

 

              جون ۱۹۹۶

نوشته شده توسط مریم زبیر عاکفى در |  لینک ثابت   •