غزل من
رشته عشق
گر چنین شور و نوا از لب بلبل ریزد
ز سرا پای چمن لاله و سنبل ریزد
بود آیا که عزیزی ز سفر باز آید
تا به راهش دل غمدیده من گل ریزد
عقل گفتا که بکن رشته عشق از پایت
دل بفرمود که از این رشته تسلسل ریزد
یوسفا! باز بیا کین دل کنعانی من
همه شب در غم تو٬ صبر و تحمل ریزد
نیم جان دارد"مریم" ما٬زانکه هنوز
زهر خود را غم هجران به تسلسل ریزد
۱۹۹۵
نوشته شده توسط مریم زبیر عاکفى
در | لینک ثابت
•

