تبليغاتX
غزل من - پرنده خیال

پرنده خیال

زاغ سیاه شب پرید٬دامن شام پاره شد

طفل عزیز صحبدم٬ چهره اش آشکاره شد

 باز دل غمین من سفرة گریه باز کرد

روزن این دو چشم من٬چشمه و جویباره شد

داغ غمان دل من٬ نقش بر آسمان نمود

پرده شام را نگر٬کین همه پر ستاره شد

سیل فنا و آب بحر تاب غم مرا نداشت

دید که من کوی غمم٬ از ره من کناره شد

پرنده خیال تو٬بر دل من گذر نمود

شاخه شعر"مریمت" غرق گل و بهاره  شد

                         جنوری ۱۹۹۵

 

 

نوشته شده توسط مریم زبیر عاکفى در |  لینک ثابت   •