غزل من
تجربه های اول
ز خاموشی گناه٬شور و اضطراب به است
ز بحر بیخردی٬ موج منجلاب به است
اگر که شمع صفت٬ جان دهم عجب نبود
ز درد فرقت تو٬ شعله و عتاب به است
بده تو جرعه مهر٬ز ساغر وصلت
برای تشنه لبان٬ قطره های آب به است
اگر کنی نگهی٬تا به حشر سر مستم
که طرز نیم نگاهت ز صد شراب به است
رقیب بر درت آمد٬خموش شو .مریم.
زبان به کام بنه٬ راز در حجاب به است
جنوری ۱۹۹۵
نوشته شده توسط مریم زبیر عاکفى
در | لینک ثابت
•

