تبليغاتX
غزل من - عقده دل

عقده دل

امروز من ز جور زمان گریه میکنم

چون شعله نهفته٬ نهان گریه میکنم

او رفت چون بهار ز چشمم٬ ولی هنوز

چون برگ زرد به دست خزان  گریه میکنم

عمری که حصه ی تو و عشق تو بوده است

بگذشته است٬ چو آب روان  گریه میکنم

از گریه نهفته من کس خبر نشد

زین پس چو موج٬نعره زنان  گریه میکنم

چون وصل دوست٬ روز میسر نمیشود

دیوانه وار٬ نیمه شبان  گریه میکنم

تنها نه یار خاطر ما را شکست و رفت

.مریم. ز جور پیر و جوان  گریه میکنم

    

                               دسمبر ۱۹۹۴

نوشته شده توسط مریم زبیر عاکفى در |  لینک ثابت   •