غزل من
گم کرده راه
اشتیاق باغ دارم٬ سبزه زارانم کجاست
فصل سرما مرده است٬ اما بهارانم کجاست
موقع بشگفتن است٬ باد نیایش گر چه شد؟
از برای غنچه کردن٬ آب بارانم کجاست
رونق خورشید تا کی خفته زیر ابر ها ؟!
نور زیبای طلوع صبح گاهانم کجاست
میتپپم عمریست سرگردان به دنبال هنر
طبع سرشار از غزل های فراوانم کجاست
شعر اوقیانوس مواج ایست با صد ها خروش
غرق امواجش شدم٬ تا بحر آرامم کجاست
در سکوت یک نگاهش٬ صد معما گفت به من
یک سخن از عشق بود ٬و رمز جانانم کجاست
رهنمای کن مرا جانا بسوی شهر نور
خسته ام از ظلمت شب ٬صبحگاهانم کجاست
دسمبر ۲۰۰۰
نوشته شده توسط مریم زبیر عاکفى
در | لینک ثابت
•

