غزل من
شیوه بهار
بیا که در نظرم شیوه بهاری تو
به پیش منظر چشمم شگوفه زاری تو
صبا دماغ مرا غرق عطر گل بنما
چرا که نگهت و بوی همان دیاری تو
دلا طالع خوبت ز رشک می کشدم
که پایمال چنان سرو گل عذاری تو
فلک که شیوه او رشته ها بریدن بود
وصال دوست ز چشمش طمع داری تو
بیا که شمع دلم بیتو مرده است کنون
برای روشنی اش بهترین شرار ی تو
به گریه گفتمش ای جان مرو که تنهایم
به خنده گفت که مریم چه بیقراری تو
مریم زبیر عاکفی
نوشته شده توسط مریم زبیر عاکفى
در | لینک ثابت
•

